ابطال بخشنامه شماره 46378 مورخ 1377/09/26 معاون درآمدهاي مالياتي وزارت امور اقتصادي و دارايي

0 بازدید بازگشت
مورخ:
1390/03/02
شماره:
106
نوع:
رأی هیأت عمومی دیوان عدالت اداری
وضعیت
معتبر

خلاصه مقرره

گردش کار شاکی: شرکت رشدصنعت موضوع شکايت و خواسته: ابطال بخشنامه شماره 46378 مورخ 1377/09/26 معاون درآمدهاي مالياتي وزارت امور اقتصادي و دارايي گردشکار: شاکي به موجب دادخواست تقديمي، ابطال بخشنامه شماره 46378 مورخ 1377/09/26 معاون درآمدهاي مالياتي وقت وزارت امور اقتصادي و دارايي را خواستار و در توضيح…

خلاصه این مطلب را با هوش مصنوعی بخوانید

گردش کار

شاکی: شرکت رشدصنعت
موضوع شکايت و خواسته: ابطال بخشنامه شماره 46378 مورخ 1377/09/26 معاون درآمدهاي مالياتي وزارت امور اقتصادي و دارايي
گردشکار: شاکي به موجب دادخواست تقديمي، ابطال بخشنامه شماره 46378 مورخ 1377/09/26 معاون درآمدهاي مالياتي وقت وزارت امور اقتصادي و دارايي را خواستار و در توضيح و تبيين خواسته اشعار داشته است که:
«در مورد برخي از موديان از جمله شرکت ‎هاي پيمانکاري به موجب ماده 104 قانون ماليات ‎هاي مستقيم کارفرما از هر پرداخت 5% ماليات کسر نموده و به اداره مالياتي مرتبط با کارفرما واريز مي ‎نمايند و يک نسخه از قبض پرداخت را به موديان (پيمانکاران) ارائه مي ‎نمايد که شرکت ‎هاي پيمانکاري نيز اين قبوض را در قبال اعلام بدهي ماليات عملکرد هر سال توسط اداره مالياتي مرتبط با شرکت ‎هاي پيمانکاري ارائه مي ‎نمايند که از بدهي مالياتي اعلام شده کسر گردد. به عبارت ديگر ماده 104 قانون ماليات ‎هاي مستقيم به کيفيت ساده ‎اي تکليف موديان را مشخص نموده و آن اين است که همان قبوض دريافتي از حوزه ‎هاي مختلف مالياتي براي موديان کافي است. متاسفانه واحدهاي تابعه سازمان امور مالياتي کشور با استناد به بخشنامه شماره 46378 مورخ 1377/09/26 معاونت وقت وزارت امور اقتصادي و دارائي موديان را مکلف مي ‎نمايند که علاوه بر قبوض مالياتي فوق ‎الذکر تاييديه قبوض را نيز از ادارات مالياتي دريافت کننده وجوه مالياتي دريافت و ارائه نمايند. اين تکليف گذشته از آن که خلاف نص صريح ماده 104 قانون ماليات ‎هاي مستقيم مي ‎باشد موجب ايجاد زحمت و هزينه ‎هاي سنگين و اتلاف وقت جهت موديان مي ‎گردد تا با اعزام مامور و هزينه سفر و اقامت تاييديه ‎هاي مورد درخواست بخشنامه را تهيه نمايند که نوعاً مواجه با اشکالات و ايرادات گوناگون اداري در تهيه تاييديه ‎ها مي ‎گردد که يک مورد آن تغيير ادارات امور مالياتي است، مثل تقسيم پرونده ‎هاي مالياتي ماليات بر شرکت ‎ها به ادارات کل غرب، شرق، شمال، جنوب، مرکز و موديان بزرگ مالياتي و هم چنين شهرستان هاي ديگر مي ‎باشد، به خصوص در مورد شرکت ‎هايي مشابه اين شرکت تعداد قبوض پرداخت مالياتي از سال ‎هاي 83 تا 87 بالغ بر چند صد فقره مرتبط با اقصي نقاط کشور از قشم تا تبريز و کرمان و … مي ‎گردد.
از طرف ديگر قبول پرداخت ماليات ‎هاي تکليفي به طور رسمي و قانوني از سوي ادارات مالياتي تابعه سازمان امور مالياتي صادر شده است که تاييد آن ها با مراجعه به حساب هاي بانکي و با توجه به امکانات وزارت امور اقتصادي و دارايي و از همه مهم تر از طريق سيستم هاي رايانه ‎اي که مدت ها است در سازمان امور مالياتي معمول و متمرکز گرديده است بايد امر ساده ‎اي باشد.
قابل ذکر است که بخشنامه فوق ‎الذکر در تاريخ 1377/09/26 صادر شده است که در عمل تا سال 1382 شايد به دلايل مسائل معروضه فوق متروک و مسکوت مانده بود که متاسفانه از سال 1383 به جريان افتاده است و جالب اين است که خود سازمان امور مالياتي به اين زحمت ‎ها و مشکلات توجه داشته است و در جواب نامه شماره 88/60/03986 مورخ 1388/09/28 اين شرکت به معاونت سازمان امور مالياتي به موجب نامه شماره 233/70661/ص مورخ 1388/10/28 مديرکل دفتر حساب هاي مالياتي عنوان نموده است که در صدد رفع آن مي ‎باشد، اما تا رفع آن همه ساله موديان مالياتي خصوصاً شرکت ‎هاي پيمانکاري دچار مشکلات و عواقب آن مي ‎باشند و حتي با وجود آن که ماليات متعلقه پرداخت شده است تا سال ‎ها صدور برگ قطعي (تسويه حساب) به طول مي ‎انجامد.
موارد متعددي است که کارفرمايان با ارسال فهرست کارهاي انجام شده توسط پيمانکاران متعدد طي يک فقره چک ماليات متعلقه را به اداره مالياتي مربوطه ارائه مي ‎نمايند و ادارات مالياتي علي ‎رغم تاکيد سازمان مالياتي مبادرت به صدور قبوض مالياتي به تفکيک موديان نمي ‎نمايند لذا موديان رسيدي در مورد ماليات ‎هاي واريزي ندارند که در آن صورت نياز به دريافت تاييديه از ادارات مالياتي دريافت کننده ماليات الزامي مي ‎باشد، نه وجود داشتن قبض.
با عنايت به مراتب فوق و با توجه به صلاحيت قانوني ديوان عدالت اداري، استدعا دارد به اين امر و موضوعيت اين بخشنامه مخل نظم اداري و جاري رسيدگي و حکم به لغو آن صادر فرمايند تا موديان سرگردان و بلاتکليف نمانده و از اتلاف وقت اموال و اوقات موديان و همچنين وزارت امور اقتصادي و دارايي و ساير مراجع دولتي که موجب افزايش در هزينه ملي مي ‎گردد، جلوگيري به عمل آيد.»
مشتکي ‎عنه به موجب لايحه دفاعيه شماره 212/7357/ص مورخ 1389/03/16، اشعار داشته است که:
«بر اساس مفاد ماده 104 قانون ماليات ‎هاي مستقيم مصوب 66 با اصلاحات بعدي آن وزارتخانه ‎ها و … کليه اشخاص حقوقي اعم از انتفاعي و غير انتفاعي و اشخاص حقيقي که طبق مقررات اين قانون مکلف به نگاهداري دفاتر قانوني، روزنامه و کل مي ‎باشند مکلفند در هر مورد که بابت حق الزحمه و … که به هر عنوان پرداخت مي ‎کنند پنج درصد آن را به عنوان علي ‎الحساب ماليات مودي (دريافت کننده وجوه) کسر و ظرف سي ‎روز به حساب تعيين شده از طرف وزارت امور اقتصادي و دارايي واريز و رسيد آن را به مودي تسليم نمايند و هم چنين ظرف همين مدت مشخصات دريافت کنندگان را با نام ذکر نام و نشاني آنها به حوزه مالياتي ذيربط ارسال دارند و:
اولاً، مستنبط از ماده مرقوم و نظريه شماره 30/5/459 مورخ 1373/02/27 مديرکل دفتر فني مالياتي حوزه صلاحيتدار براي وصول ماليات ‎هاي علي ‎الحساب موضوع ماده صدرالاشاره و حوزه مالياتي محل پرداخت وجوه مي ‎باشد.
ثانياً، در خصوص کسر و ايصال ماليات ‎هاي تکليفي مقرر در قانون فوق ‎الذکر و رفع ابهامات و اشکالات در مورد انجام کليه امور مربوط به مفاد بخشنامه مورد شکايت بخشنامه شماره 30/407123/37002 مورخ 1379/08/07 معاون درآمدهاي مالياتي صادر و در آن محل پرداخت ماليات ‎هاي تکليفي بين ادارات کل ماليات ‎هاي تهران و ادارات کل امور اقتصادي و دارايي استان ها و حوزه ‎هاي مالياتي صالح براي دريافت ماليات ‎هاي تکليفي به طور جامع و منجز و صريح مشخص گرديده است.
ثالثاً، با توجه به ويژگي ‎هاي ماليات ‎هاي تکليفي از جمله علي ‎الحساب و غيرقطعي بودن ماليات پرداختي مقنن استرداد وجوه مذکور و يا احتساب آن را به عنوان ماليات پرداخت شده به موجب تبصره 3 ماده 105 و ماده 159 قانون ماليات ‎هاي مستقيم پيش ‎بيني نموده است.
رابعاً، با توجه به اينکه بعضي از حوزه ‎هاي مالياتي قبول وجوهي را که قبلاً در منبع، به عنوان ماليات ‎هاي تکليفي از موديان کسر و به حساب درآمدهاي مالياتي واريز شده بود منوط به واريز وجوه مزبور به حساب مخصوص اداره کل ذيربط مي ‎نمودند که لازمه آن درخواست انتقال ماليات ‎هاي مکسوره از اداره کل دريافت کننده وجوه به اداره کل متبوع مي ‎باشد و اين امر علاوه بر صرف وقت بي ‎حاصل موجب نارضايتي موديان و مضاعف شدن آمار وصولي مي ‎گرديد. بنابراين بخشنامه مورد شکايت به منظور اجتناب از اتلاف وقت موديان مالياتي و جلوگيري از مضاعف شدن آمار وصولي صادر و در آن حوزه ‎هاي مالياتي را مکلف نموده ماليات ‎هاي تکليفي پرداخت شده را در صورت ارائه اصل يا تصوير برابر اصل قبوض وجوه کسر و ايصال شده به حساب درآمدهاي مالياتي با تاييد کتبي سرمميز مالياتي اداره کل دريافت کننده وجوه به عنوان ماليات پرداختي مودي قبول نمايند.
ضمناً متذکر مي ‎گردد، به منظور تکريم ارباب رجوع به جهت تسهيل تاييد قبوض مالياتي با توجه به مشکلات موديان مالياتي مطروحه و دادخواست شاکي، با توجه به اينکه تاييد قبوض مالياتي موضوع بخشنامه مورد شکايت نياز به سامانه ‎اي گسترده در سطح کشور دارد، مرکز فن آوري اطلاعات در حال فراهم نمودن زير ساخت هاي لازم جهت راه ‎اندازي خطوط mpls مي ‎باشد. بديهي است با راه ‎اندازي خطوط مذکور به زودي مشکلات مزبور مرتفع خواهد گرديد.
با عنايت به توضيحات فوق ‎الذکر تقاضاي رد شکايت و تاييد بخشنامه مورد شکايت را دارد.»
هيأت عمومي ديوان عدالت اداري در تاريخ فوق با حضور رؤسا، مستشاران و دادرسان علي ‎البدل شعب ديوان تشکيل و پس از بحث و بررسي و انجام مشاوره با اکثريت آراء به شرح آتي مبادرت به صدور رأي مي ‎نمايد.

رأی هیأت عمومی

رأي هيأت عمومي
به موجب ماده 104 قانون ماليات ‎هاي مستقيم وزارتخانه ‎ها، موسسات دولتي و شهرداري ‎ها، موسسات وابسته به دولت وشهرداري ‎ها و کليه اشخاص حقوقي اعم از انتفاعي و غيرانتفاعي و اشخاص موضوع بند (الف) ماده 95 اين قانون مکلف ‎اند در هر مورد که بابت حق الزحمه پزشکي، هزينه ‎هاي بيمارستاني و… وجوهي به هر عنوان پرداخت مي ‎کنند، پنج درصد آن را به عنوان علي ‎الحساب ماليات مودي (دريافت کننده وجوه) کسر و ظرف سي روز به حساب تعيين شده از طرف سازمان امور مالياتي کشور واريز و رسيد آن را به مودي تسليم نمايند و هم چنين ظرف همين مدت مشخصات دريافت کنندگان را با ذکر نام و نشاني آن ها به اداره امور مالياتي ذي ‎ربط ارسال دارند. نظر به اينکه براي موديان به غير از تکاليف مندرج در ماده 104 قانون فوق ‎الذکر تکليف ديگري پيش ‎بيني نشده است، بنابراين بخشنامه معترض ‎عنه در حدي که مفيد الزام مودي به ارائه اصل يا تصوير قبوض وجوه کسر و ايصال شده به حساب درآمدهاي مالياتي با تاييد کتبي سرمميز اداره کل مربوط مي ‎باشد، خلاف قانون و خارج از حدود اختيارات مرجع وضع تشخيص و به استناد بند 1 ماده 19 و ماده 42 قانون ديوان عدالت اداري ابطال مي ‎گردد.

سایر مقرره‌های مرتبط (3 مقرره)